رضا مختاري / محسن صادقي
2220
رؤيت هلال ( فارسي )
سيم : عدد . وآن به اين نحو است كه ماه شعبان را هميشه بيست ونه روز حساب كنند وماه رمضان را سى روز . پس هرگاه بيست ونه روز از اوّل ماه شعبان بگذرد ، روز بعد را از ماه رمضان حساب مىكنند ، اگر چه هلال ديده نشود . وحقّ آن است كه هر يك از شعبان ورمضان ، سى كم يك وسى تمام مىشود وبعد از گذشتن بيست ونه روز از شعبان ، هرگاه هلال ديده نشود ، روز بعد نيز از شعبان است نه از ماه رمضان . چهارم : شمردن پنج روز از اوّل ماه رمضان سال گذشته وروز پنجم را اوّل ماه رمضان اين سال قرار دادن . يعنى هرگاه روزى مشتبه شود كه آيا آخر شعبان است يا اوّل رمضان ، گفتهاند كه بايد ملاحظه كرد اوّل ماه رمضان سابق چه روزى بوده ، پنج روز از آن روز شمرد وروز پنجم را اوّل ماه رمضان حال ، قرار داد ، پس اگر اوّل ماه رمضان سال گذشته ، روز شنبه - مثلا - بود ، اوّل اين ماه رمضان ، روز چهارشنبه خواهد بود . وحقّ - هم چنانكه گذشت - آن است كه اعتباري به اين نيز نيست ، بلكه بايد رجوع به آنچه سابق مذكور شد نمود ، از ديدن ماه ، يا شهادت عدلين ، يا شياع ، ويا گذشتن سى روز . پنجم : تطوّق . يعنى حلقهء نوراني بر دور همه جرم ماه ظاهر شدن . پس هرگاه در شبى كه احتمال آن باشد كه اوّل ماه باشد ، ماه ديده نشود ودر شب بعد از آن ديده شود وبر دور آن حلقه نوراني باشد ، بعض گفتهاند كه حكم مىشود كه اين ، شب دويم ماه است . وبر اين علامت نيز اعتمادي واعتباري نيست . ششم : ديدن سر سايهء شاخص در مهتاب . يعنى هرگاه در شبى كه احتمال اوّل ماه در آن برود ، ماه ديده نشود ودر شب بعد از آن ، نور ماه به نحوى باشد كه هرگاه شاخصى نصب شود ، سايهء سر آن را توان در مهتاب تشخيص داد ، بعضي حكم مىكنند كه اين شب شب دويم ماه است . واين علامت نيز از درجهء اعتبار ساقط است واعتماد بر آن نيست . هفتم : شهادت دادن يك مرد عادل به ديدن هلال . وحقّ آن است كه ثابت نمىشود بودن هلال به قول آن ، بلكه لازم است كه دو نفر باشند ، چنانكه مذكور شد . ومخفى نماند كه در اينجا چند مسأله است كه بايد بيان شود : مسألهء اوّل : هرگاه در شب هلال ديده نشود ، امّا در روز ديده شود ، پس اگر پيش از زوال شمس - يعنى پيش از ظهر - ديده شود ، آن روز اوّل ماه است ، بنابر أقوى . وهرگاه بعد از زوال يا در وقت زوال ديده شود ، آن روز آخر ماه است وروز بعد از آن اوّل ماه است .